چرا پلاسکو فرو ریخت ولی گرنفل نه!

[ad_1]

 محمد رضا اسلامی اسلامی در یادداشتی در خبرگزاری خبرآنلاین آورده است:پاسخ به سوال و مقایسه مذکور، این است که مکانیزم خرابیِ هر سازه ای در آتش و حرارتِ زیاد، بستگی دارد به مشخصاتِ فنی سازه شامل: نوع قاب ، نوعِ اتصالات، مشخصات مصالح، شیوۀ عایق بندی سازه در برابر آتش، نوعِ سیستم های اطفاء حریق (آبپاش ها)یی که در ساختمان نصب شده و نهایتا جنسِ مواد قابل اشتعالی که در ساختمان برای سوختن موجود است.
لذا صِرفِ مقایسه کلی دو ساختمان با همدیگر ، و بدون پرداختن به جزئیاتِ مذکور ، امکان مقایسه را از ما می گیرد. در مورد این ساختمان لندن، هنوز مشخصات فنی سازه اعلام نشده است. حتی در مصاحبه رئیس تیم آتش نشانی ، بتنی یا فولادی بودن نوعِ قاب اعلام نشد (هرچند که به احتمال زیاد این سازه باید بتنی باشد). فعلاً تنها چیزی که از این سازه می دانیم اینکه ساختمان در سال 1974 احداث شده است ولی یکبار اخیراً بازسازی (Refurbishment) شده است. (فعلاً حتی نمی دانیم که آیا بازسازی، شاملِ مقاوم سازی هم بوده یا خیر؟)
سوال مشخصی که بیشتر بدان پرداخته می شود (از جمله در یادداشت اخیر جناب شهبازی) اینکه چطور این سازه ‘مدت طولانی’ (چندساعت) در آتش سوخته و فرونریخته ولی پلاسکو، بعد از سه-چهار ساعت فروریخته است؟
نگارنده در یادداشت هایی که پس از سانحه پلاسکو در خبرآنلاین منتشر شد نمونه هایی از ساختمان هایی که چندین ساعت سوخته اند ولی «خرابی پیشرونده» در آنها رخ نداده ، ارایه نموده است. مثلا «برج آدرس» در دبی در زمان جشن شب سال نو میلادی 2016 آتش گرفت و به دلیل ترافیک آن ساعت دبی ، آتش نشان ها ‘دیر’ به محل رسیدند و تمام برج، در عرض ده دقیقه در شعله ها قرار گرفت. ولی به دلیلِ کار کردنِ آب_پاش های درون ساختمان، آتش در بیرون باقی ماند و به درون، گسترشِ جدی پیدا نکرد و حدودِ صبح آتش خاموش شد. یا مثال دیگر در اسپانیا و «برج ویندسور» که بعد از حریقِ شدید ، فرونریخت (البته بعدها بخاطر نگرانی از کاهش مقاومت، خود متولیان ساختمان خرابش کردند).
طی چندین سری تست که ما در آزمایشگاه آتش دانشگاه میشیگان استیت داشتیم، اُفت مقاومتِ اعضای فولادی بعد از حدود 500 درجه سانتیگراد بسیار شدید است در حالی که در مواردی در قطعاتِ بتنی حتی تا حدود 700 درجه سانتیگراد هم افت جدی شاهد نبودیم. لذا مقایسه سازۀ فولادی در آتش ، با سازۀ بتنی در آتش بسیار مقایسه سختی است (علاوه بر همه اینها، اتصالات سازه ای ضعیف و حجم بسیار زیاد مواد قابل اشتعال در پلاسکو، سناریوی حریق را کاملاً متاثر می کند).
مقایسه گرنفل با پلاسکو به پارامترهای بسیار متعددی باز می گردد و فعلاً نمی توان اظهار نظر قطعی در خصوص این حادثه لندن داشت.
اما بازگردیم به آتش در تهران:
مجدداً این حادثه نشان می دهد که از سناریوهای مدیریت بحران در زمینه آتش در ایران چقدر غفلت شده است. در این حادثه لندن 40 ماشین آتش_نشانی به محل اعزام و سریعاً از 200 آتش نشان استفاده شده است. حال فرض کنیم که پس از یک زلزله نسبتاً قوی فقط 3 آتشِ اینچنینی در تهران داشته باشیم و برای هر کدام 40 ماشین آتش نشانی و در مجموع 600 آتش نشان «در یک لحظه» نیاز داشته باشیم. تهران شهری لرزه خیز است و موضوع آتشِ بعد از زلزله ، از خودِ زلزله مهم تر است (خصوصاً شهری که بر روی شبکه گاز فرسوده و قدیمی نشسته است).
حال این چند گزاره ساده را مرور کنیم:
– در سال 2017 هستیم و در هیچ یک از دانشگاههای کشور ما (تکرار باید کرد: هیچ یک) رشتۀ «مهندسی ایمنی سازه ها در آتش» ، تدریس نمی شود (چه کارشناسی ارشد ، چه کارشناسی). چرا؟
– در سال 2017 هستیم و حتی ‘نیم سطر’ در مبحث ده مقررات ملی در خصوص (استاندارد) طراحی سازه های فولادی در برابر آتش نوشته نشده است. چرا؟
-دستورالعمل مصوب و ابلاغی به شهرداری های کشور، در خصوص سناریوهای مدیریت بحرانِ آتش_بعد_از_زلزله کجاست؟
(تنها استاندار ملی موجود در کشور ایران، مبحث_سه مقررات ملی هست که به «ضوابط سازه ای» نمی پردازد و صرفاً ضوابطی کلی در خصوص خروجی های ساختمان و راه پله ها و … ارایه کرده است)
مقصر در این حوزه مشخصاً بیش از دولت ، خودِ پژوهشگران دانشگاهی ما هستند که تا کنون فقط روی بحث مهندسی زلزله متمرکز شده بودند و ‘احساس نیاز’ جدی به مطالعات حوزه مهندسی ایمنی سازه ها در آتش را احساس نکرده اند.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *